أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )
171
شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )
بوجود آمدند و بيشتر روايات و اجازات از شيخ گرفت و او را اجازات و روايات خود داد « 114 » و بدانك او را مجموعهها و رسالههاست . متوفى شد در سال هفتصد و دوازده از هجرت و او را در بقعه كه مشهور است بكسائى دفن كردند و در بقعه جماعت اوليا و عباد مدفونند از فرزندان شيخ و سادات « 115 » . شيخ يوسف جويمى سالكى صاحب علم و بصيرت و عرفان و ذوق بود و در سماع صاحب وجد و دقيقههاى سلوك ميشناخت و عارف بود بواقعه قوم « 116 » و خلوت بسيار داشته بود و شطح و مقامات بلند نميورزيد و از ظاهر شرع تجاوز نمىكرد « 117 » و بسيار كرامات از او روايت ميكردند مردم عدل . مؤلف كتاب روح الله روحه ميگويد كه گاهگاه او را ميديدم و بمشاهده فرحبخش او ميرسيدم و بآواز ذكر وى و خبر و حكايت مشايخ او خوشوقت ميگشتم و از شيخان او « 118 » يكى شيخ احمد بازارو بود كه مشهور است بصفاى وقت و سمو احوال در كشف و عبادات و در عصر او كسى ديگر نبود « 119 » متوفى شد در سال هفتصد و چيزى از هجرت و او را دفن كردند در بقعه كه در محله سختويه است رحمت الله عليه . شيخ زيدان بن عثمان ميگويند از اولاد عثمان بن عفان است و از درستى اين خبر
--> ( 114 ) - فزوجه بنتا له لما رآه لها اهلا و اجاز له رواية سائر مروياته و مجازاته ( شد الازار ) . ( 115 ) - جها : از مشايخ و سادات . ( 116 ) - عارفا بواقعات القوم ( شد الازار ) . ( 117 ) - ما شرع فى شيئى من الشطح و ماتفوه بما يخالف ظاهر الشرع ( شد الازار ) . ( 118 ) - جها : مشايخ او . ( 119 ) - و من اعيان شيوخه الشيخ فخر الدين احمد المشهور ببازار و الفائق بصفاء وقته و سمو حاله و كثرة مكاشفاته على ابناء جلدته فى زمانه ( شد الازار ) .